
این روزها دوباره موضوع دیدن هلال ماه بحث داغ محافل شده است. اصولا اینکه این مساله سالی دوبار و فقط در آغاز و پایان این ماه رخ می دهد خود تامل برانگیز است.
البته این نکته نیز حایز اهمیت است که چرا این هلال در یازده ماه بقیه سال مساله ساز نیست!
هرچند پروفسور کاظم المحلوجی از دانشگاه الاحمر تانزانیا معتقد است که از لحاظ علمی هلال ماه در این زمان بخصوص دچار خود مخفی گری حاد در مقارنه اش با زمین و خورشید می شود. ولی هنوز در توجیه علمی این قضیه بین محققان محل اختلاف است.
ولی عده ای همچنان معتقدند حاد بودن این مساله در بین عامه مردم بیشتر از آنکه به جنبه علمی قضیه مربوط باشد بیشتر به معده های آنها مربوط می شود. حتی عده ای از محققان که با دید بدبینانه تری به این مساله می نگرند بیان می کنند که برای عوام مساله مقارنه و رویت هلال به خودی خود زمانی دارای اهمیت می شودکه به این نکته توجه داشته باشیم که کلا چند روزی در ابتدا و انتهای ماه می توانند همچنان به خوردن و آشامیدن ادامه دهند!!
نکته ی مهمی که نباید از نظر دور داشت حکم شرعی و فقهی در این خصوص است که اکثر فقها به رویت هلال با چشم غیر مسلح تاکید دارند و الا انجمن نجوم غیر آماتوری آسمان قشنگ در آخرین گزارشات خود از اعلام رصد دقیق هلال ماه تا صدهزار سال یا صد میلیون سال ـ به علت واضح نبودن تعداد صفرها ـ دیگر خبر داده است.
بنابراین مساله چالش برانگیز این است که اگر هلال ماه از لحاظ علمی قابل رویت نباشد اما توسط چشم غیر مسلح رویت شود یا بالعکس تکلیف چیست؟!!
اگر همانطور که دکتر ادوارد احمد از موسسه تحقیقاتی نایس اسکای اظهار می دارد: هلالی که از نظر علمی هنوز متولد نشده قابل رویت با چشم نیست پس تکلیف موارد گزارش شده در این زمینه چه می شود؟! به عنوان مثال در یکی از موارد جنحالی گزارش شده حسن نامی در حسین آباد سفلی اعلام کرده بود که شخصا به تنهایی ماه را از پشت بام منزلش دیده است. هرچند تحقیقات مفصلتر بعدی ثابت کرد به هزارو یک دلیل منجمله کور بودن شخص مذکور و اینکه کپر محل سکونت وی اصولا دارای پشت بام نمی باشد موضوع این ادعا را کاملا منتفی نمود.
در مورد دیگری که دکتر شادمان از بیمارستان گل واژه ارسال داشته مشاهدات خود را اینطور گزارش می دهد:
- طرفهای غروب بود. من که از بیکاری حوصله ام سر رفته بود از اتاق استراحت خود خارج و به پشت بام بیمارستان رفتم. هوای دلچسبی بود. تصمیم گرفتم همانجا بنشینم. می دانید که.. این پرستارها از صبح نمی گذارند آدم دو دقیقه آرامش داشته باشد. داشتم می گفتم... همینطور که به آسمان زل زده بودم هلال نازک ماه را دیدم. باورتان نمی شود چقدر باریک و قشنگ بود...
البته این مورد نیز با بررسیهای بیشتر مردود اعلام شد.چرا که این نامه از تیمارستان گل واژه که به علت خطای دید بیمارستان گل واژه خوانده شده بود ارسال گشته بود و دکتر فوق الذکر به علت بیماری توهمدر آن مکان تحت مراقبت به سر می برد!!
هرچند هنوز صحت هیچ یک از موارد گزارش شده به اثبات نرسیده است ولی خصوصا این روزها لحظه لحظه بر موارد بسیاری که در این زمینه گزارش می شود افزوده می گردد و مساله رویت هلال ماه همچنان درصدر اخبار و شایعات قرار دارد.
۱- سي، نمايش به شدت خلاقانه اي بود. ايده هاي جديد و شوخي هاي بجا، حتي با عوامل صحنه كه آدم را ياد كارتونها يا سريالهاي هاليوودي مثل خانواده سيمپسونها مي انداخت. هرچند پايان خوبي نداشت. - اين خوب تمام نكردن هم معضلي شده، گريبانگير خيلي از آثار ادبي و هنري ما-. ولي دست گذاشته بود روي درون مضحك آدمها. سادگي مبتذل خيلي از روابط زندگي را بيرون كشيده بود و ما هم كه انگار اين مناسبات طنزآميز و مسخره مربوط به جهاني ديگر است، با فراغ بال خنديديم!
2- تاتر كشتي شيطان، كار آتيلا پسياني را نديديد هم نديديد. چيز مهمي را از دست نخواهيد داد. كار ضعيفي بود. يك كار تقريبا خانوادگي كه همسر، دختر و پسرش هم در آن دستي داشتند. روايت تنهايي زنهايي مانده در جزيره اي متروك. گره ماجرا قشنگ بسته شد، آنجا كه كشتي شيطان را ديدند و بي بي گفت كه بايد يك نفر را با خودش ببرد. فكر مي كردم حداقل مثل نويسندگان امريكاي لاتين، باورها و خرافه هاي بندرنشينان را قرار است كار كند. اما خراب كرد. و چقدر احمقانه تمام شد.
۳- پشت كلانتري، كوچه اول، تير چراغ برق. كاش همانقدر كه براي اسم نمايش و بروشورش وقت و ايده گذاشته بودند، براي خود نمايش و داستانش هم وقت مي گذاشتند!


